یکی از منابع و پایههای معرفتی غنی و پر بار شیعه، روایات و احادیثی است که از ناحیه معصومین علیهم السلام - پیغمبر اکرم صلیالله علیه و آله و ائمه طاهرین علیهم السلام- نقل شده و علماء بزرگ اسلام در منابع روایی برای نسل آینده به جا گذاشتهاند. از جمله منابع مهم و ذیقیمت که حاوی بیش از 16 هزار روایت از ذوات مقدس معصومین علیهم السلام جمع آوری نموده است کتاب شریف کافی میباشد، اثر محدث شهیر جهان شیعه، مرحوم شیخ ابو جعفر محمد بن یعقوب کلینی رازی رحمة الله علیه. حول کتاب شریف کافی سخن زیاد گفته شده و احادیث منقوله در این کتاب شریف، در طول هزار سال مورد کنکاش و بررسی قرار گرفته است، شروح متعدد بر آن نوشته شده است، مثل مرآة العقول نوشته مرحوم علامه محمد باقر مجلسی (ره (، شرح مولی صالح مازندرانی (ره (، شرح ملأ صدرا و... ولی در عین حال، اگر انصاف به خرج دهیم باید گفت؛ ما شیعیان (ما حوزیان(در مورد کافی، بلکه کتب اربعه کم کاری میکنیم و حق زحمات علماء چون کلینی را اداء نمیکنیم. چه اینکه عمل به روایات در گرو اعتبار سندی آنها است، یعنی ابتدا باید روایت از حیث سند معتبر باشد تا بتوان با آن حکم ثابت کرد و تا روایتی از این جهت مورد تأیید قرار نگیرد اساساً حجیت ندارد، به همین جهت علم رجال به وجود آمده تا عهدهدار بررسی و ارزشگزاری راویان حدیث باشد و از این طریق صحت و سقم روایات روشن شود، لذا در صورتیکه روایت از حیث سند معتبر نباشد، نمیتواند موجب ثبوت حکم یا آموزه از آموزههای اسلامی باشد، صحت و اعتبار روایت مقدمه استناد به روایت است، ابتدا باید بررسی رجالی انجام گرفته اعتبار روایت از این جهت تاییدشود سپس استناد و استنباط صورت پذیرد. به هر حال در نوشتار پیش رو خواستیم روایات بخش عقل و جهل کافی شریف را، هرچند به طور مختصر و اندک بررسی سندی به صورت گذارش داشته باشیم و قدم ناچیز در راستای فراهم نمودن زمینه اثبات اعتبار روایات این بخش از کتاب شریف کافی، برداریم.