دانش آموخته کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی گرایش کلام
چکیده
جور، درلغت به معنای ظلم و دراصطلاح دینی حاکم که براساس حکم الهی حکم نکندجائراست، طبق آیات و روایات، قیام علیه حاکم جور درصورت امکان جایز دانسته شده است. روایات دراین راستا به دو دسته تقسیم میشود، دستهای از روایات قیام علیه حاکم جور رامنع میکند. درمقابل دسته دیگری از روایات که درکتب روایی فریقین وجود دارد قیام را جایزمیشمارد. از این روایات، بسیاری از علما جواز قیام علیه حاکمان جور را نتیجه گرفتهاند و روایات منع را نپذیرفتهاند. باتوجه به فراوانی روایات جواز و فهم بسیاری از فقهای فریقین، به ویژه فقهای شیعه و حکم عقل و سیره عقلا و نهضت امام حسین (ع) به عنوان الگو وخطابههای آن حضرت برای تشویق قیام علیه ظلم وجور، جهت جواز را تقویتمیکند، بنا براین روایات منع باتوجه به قرائین موجود زمانی و عدم داشتن صلاحیتهای لازم برخی افراد قیام کننده قابل توجه است. براساس اعتقاد شیعه درزمان غیبت فقیه جامع الشرایطنایب عام امام معصوم علیه السلام است؛ اواجازه دارد که درصورت امکان دستور به قیام علیه حاکم جور را صادر کند وحکومت عدل را براساس احکام و دستورات اسلامی برقرار نماید؛ برمسلمانان هم وا جب است از امر او اطاعت کنند، مخالفت امر، چنین فقیهی، مخالفت با خدا وپیامر (ص) و ائمه معصومین: است.